پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۶۴ - ماهی گیر

شوخ ماهیگیر امشب در کنار آب رفت

هر که آمد دام خود را پهن کرد و خواب رفت

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۶۶ - معمارشوخ معمارم به عالم طرح نو انداخته
  2. شمارهٔ ۱۶۷ - کشتین گیرشوخ کشتین گیر با من مشق کشتین یاد داد
  3. شمارهٔ ۱۶۸ - بندبافپنجه آن بندباف امرد به بازو تافتم
  4. شمارهٔ ۱۶۹ - آسیابانبا نگار آسیابان گفتم ای عمر ابد
  5. شمارهٔ ۱۷۰ - مسحی دوزشوخ مسحی ز خود را دوش گفتم مدعا
  6. شمارهٔ ۱۷۱ - بلبل بازشوخ بلبل باز من با من رام شد در یک نفس
  7. شمارهٔ ۱۷۲ - اشتکبازشوخ اشتکباز من کارش بود دستک‌زنی
  8. شمارهٔ ۱۷۳ - قلندردی قلندر امردی گفت آشنای من تویی
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.