پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۱۴۴ - گدا

صبحدم امرد گدایی با رخ همچون قمر

بر درآمد گفت خیری هست گفتم بیشتر

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۱۴۶ - پاده چیپاده چی امرد که از رخ دشت را پر لاله کرد
  2. شمارهٔ ۱۴۷ - پاده چیآن نگار پاده چی را دوش میهمان ساختم
  3. شمارهٔ ۱۴۸ - قصه خوانقصه خوان امرد مرا با خویش آخر یار کرد
  4. شمارهٔ ۱۴۹ - خشت پزخشت پز امرد که باشد خشت او پیوسته سست
  5. شمارهٔ ۱۵۰ - جیبه گرجیبه گر امرد نکرد از بی پلی با من سخن
  6. شمارهٔ ۱۵۱ - شربتگرزهر خوردم آن بت شربتگرم تحسین نکرد
  7. شمارهٔ ۱۵۲ - بریانگربعد عمری شوخ بریانگر دکان خود گشاد
  8. شمارهٔ ۱۵۳ - شالی کارگفتمش با شوخ شالی کار ای نازک نهال
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.