پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۲۴ - رنگریز

کردمش با رنگریز امرد شبی گفت و شنود

پشت دستی زد که شد چشمم سیه رویم کبود

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۲۶ - گورکاوحال خود با گورکاو امرد شبی گفتم ز درد
  2. شمارهٔ ۲۲۷ - کبوتربازآن کبوتر باز امرد دل بود قربان او
  3. شمارهٔ ۲۲۸ - کبوتربازبا کبوتر باز شوخی صرف کردم دانه را
  4. شمارهٔ ۲۲۹ - درودگرشوخ درودگر نکند راست خانه را
  5. شمارهٔ ۲۳۰ - یخ فروشآن شوخ یخ فروش که از اهل درد شد
  6. شمارهٔ ۲۳۱ - سیاهی فروشگفتم شبی به شوخ سیاهی فروش خود
  7. شمارهٔ ۲۳۲ - نجاردلبر نجار امشب کار عالم کرد و رفت
  8. شمارهٔ ۲۳۳ - نجاردلبر نجار من بیرون شد از مأوای خود
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.