پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۳۳ - نجار

دلبر نجار من بیرون شد از مأوای خود

خانه من آمد و زد تیشه را بر پای خود

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۳۵ - قوناقدلبر قوناق دلالم بود در شهر طاق
  2. شمارهٔ ۲۳۶ - صحافیا مه صحاف امشب قصد یاری ساختم
  3. شمارهٔ ۲۳۷ - نوره سازنوره ساز امرد ز حالم مو به مو پرسید و رفت
  4. شمارهٔ ۲۳۸ - نوره سازنوره ساز امرد که باشد مو به مویم آشنا
  5. شمارهٔ ۲۳۹ - سیه کاردوش آن بت سیه کار با بنده کرد تسلیم
  6. شمارهٔ ۲۴۰ - خرکاردلبر خر کار اسباب سفر تیار کرد
  7. شمارهٔ ۲۴۱ - شمع ریزشمع ریز امرد که جان بخشد تن افسرده را
  8. شمارهٔ ۲۴۲ - شمع ریزشمع ریز امرد که شبها بودم از وی بی قرار
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.