پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۴۰ - خرکار

دلبر خر کار اسباب سفر تیار کرد

عشقبازان را به دست خود گرفت و بار کرد

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۴۲ - شمع ریزشمع ریز امرد که شبها بودم از وی بی قرار
  2. شمارهٔ ۲۴۳ - شماعدلبر شماع من سودای روغن می کند
  3. شمارهٔ ۲۴۴ - شماعزان مه شماع امشب خانه روشن ساختم
  4. شمارهٔ ۲۴۵ - شماعزان مه شماع روشن ساختم کاشانه را
  5. شمارهٔ ۲۴۶ - زردک فروشدلبر زردک فروشم چون مرا هر سوز دواند
  6. شمارهٔ ۲۴۷ - زردک فروشبا مه زردک فروشم گفتگوها ساختم
  7. شمارهٔ ۲۴۸ - کیمخت گردلبر کیمخت گر باشد جفا آئین او
  8. شمارهٔ ۲۴۹ - کیمخت گردلبر کیمخت گر ماه فسونگر می شود
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.