پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۴۷ - زردک فروش

با مه زردک فروشم گفتگوها ساختم

زردک ناشسته را در بام او انداختم

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۴۹ - کیمخت گردلبر کیمخت گر ماه فسونگر می شود
  2. شمارهٔ ۲۵۰ - سنبوسه پزدلبر سنبوسه پز ناگه مرا از دور دید
  3. شمارهٔ ۲۵۱ - سنبوسه پزدلبر سنبوسه پز کردم دکانش رفت و روب
  4. شمارهٔ ۲۵۲ - قتمال پزدلبر قتمال پز گفتم دلم از توست شاد
  5. شمارهٔ ۲۵۳ - قبضه بندقبضه بند امرد نیارد هیچ کس را در نظر
  6. شمارهٔ ۲۵۴ - قبضه بندقبضه بند امرد برای کشتنم خنجر کشید
  7. شمارهٔ ۲۵۵ - نیزه دستنیزه دست امرد به سوی من سری جنباد و رفت
  8. شمارهٔ ۲۵۶ - سنگ زنسنگ زن امرد ز دستم خورد چندین زخم ها
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.