پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۵۲ - قتمال پز

دلبر قتمال پز گفتم دلم از توست شاد

گفت دیگر غم مخور نان تو در روغن فتاد

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۵۴ - قبضه بندقبضه بند امرد برای کشتنم خنجر کشید
  2. شمارهٔ ۲۵۵ - نیزه دستنیزه دست امرد به سوی من سری جنباد و رفت
  3. شمارهٔ ۲۵۶ - سنگ زنسنگ زن امرد ز دستم خورد چندین زخم ها
  4. شمارهٔ ۲۵۷ - سنگ زنسنگ زن امرد ز جنگ سنگ دایم دم زند
  5. شمارهٔ ۲۵۸ - شب بازدلبر شب باز با من دوش صورتها نمود
  6. شمارهٔ ۲۵۹ - ماربازگفتمش با مارباز امرد که با من یار شو
  7. شمارهٔ ۲۶۰ - کاغذ گربدن آن نگار کاغذ گر
  8. شمارهٔ ۲۶۱ - حکاکدلبر حکاک من با چرخ دارد جنگ را
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.