پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۵۹ - مارباز

گفتمش با مارباز امرد که با من یار شو

ز هر چشمی کرد و گفتا در ره خود راست رو

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۶۱ - حکاکدلبر حکاک من با چرخ دارد جنگ را
  2. شمارهٔ ۲۶۲ - گلخن تابشوخ گلخن تاب من دارد جمال آتشین
  3. شمارهٔ ۲۶۳ - کاسه بازکاسه باز امرد چنین کرده به شهر آئین خود
  4. شمارهٔ ۲۶۴ - تسمه بازتسمه باز امرد که پشت تسمه را رو می کند
  5. شمارهٔ ۲۶۵ - مشکبازبا مشکباز امردی شب تا سحر گفتم خواص
  6. شمارهٔ ۲۶۶ - جغرات فروشجغراتفروش آنکه بود داغ خریدار
  7. شمارهٔ ۲۶۷ - رنگین فروشدلبر رنگین فروشم شهر آئین می کند
  8. شمارهٔ ۲۶۸ - قماریآن قماری امرد من باخت نقشی بر مراد
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.