پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۳۱ - سیاهی فروش

گفتم شبی به شوخ سیاهی فروش خود

از من چه دیده یی که سیاهی نمی کنی

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۳۳ - نجاردلبر نجار من بیرون شد از مأوای خود
  2. شمارهٔ ۲۳۴ - چیت گرآن نگار چیت گر آمد شبی بر سر مرا
  3. شمارهٔ ۲۳۵ - قوناقدلبر قوناق دلالم بود در شهر طاق
  4. شمارهٔ ۲۳۶ - صحافیا مه صحاف امشب قصد یاری ساختم
  5. شمارهٔ ۲۳۷ - نوره سازنوره ساز امرد ز حالم مو به مو پرسید و رفت
  6. شمارهٔ ۲۳۸ - نوره سازنوره ساز امرد که باشد مو به مویم آشنا
  7. شمارهٔ ۲۳۹ - سیه کاردوش آن بت سیه کار با بنده کرد تسلیم
  8. شمارهٔ ۲۴۰ - خرکاردلبر خر کار اسباب سفر تیار کرد
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.