پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۱۶ - ایلک باف

ماه ایلک باف با من کرد سودا بر گشاد

آردهای من گرفت و پشم ایلک را نداد

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۱۸ - چرم گرچرم گر امرد که او را هست دستی بر گشاد
  2. شمارهٔ ۲۱۹ - چرم گرآن نگار چه مگر را دوش کردم میهمان
  3. شمارهٔ ۲۲۰ - چرم گربا نگار چرمگر دیروز یاری ساختم
  4. شمارهٔ ۲۲۱ - زین گرخانه زین آن بت زینگر عمارت می کند
  5. شمارهٔ ۲۲۲ - زین گردوش گفتم با نگار زینگر حرف درشت
  6. شمارهٔ ۲۲۳ - مهر کنآن نگار مهرکن دارد سری با اهل درد
  7. شمارهٔ ۲۲۴ - رنگریزکردمش با رنگریز امرد شبی گفت و شنود
  8. شمارهٔ ۲۲۵ - رنگریزرنگریز امرد دکان خویش را واکرد و رفت
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.