پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۲۲۱ - زین گر

خانه زین آن بت زینگر عمارت می کند

هر که زین گوید به پشت خود اشارت می کند

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۲۲۳ - مهر کنآن نگار مهرکن دارد سری با اهل درد
  2. شمارهٔ ۲۲۴ - رنگریزکردمش با رنگریز امرد شبی گفت و شنود
  3. شمارهٔ ۲۲۵ - رنگریزرنگریز امرد دکان خویش را واکرد و رفت
  4. شمارهٔ ۲۲۶ - گورکاوحال خود با گورکاو امرد شبی گفتم ز درد
  5. شمارهٔ ۲۲۷ - کبوتربازآن کبوتر باز امرد دل بود قربان او
  6. شمارهٔ ۲۲۸ - کبوتربازبا کبوتر باز شوخی صرف کردم دانه را
  7. شمارهٔ ۲۲۹ - درودگرشوخ درودگر نکند راست خانه را
  8. شمارهٔ ۲۳۰ - یخ فروشآن شوخ یخ فروش که از اهل درد شد
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.