فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۱ ای صد هزار خرمنها را بسوخته
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۲ باده بده ساقیا عشوه و بادم مده
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۳ ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۴ ای مه و ای آفتاب پیش رخت مسخره
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ ای همه منزل شده از تو ره بیرهه
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۶ ایا دلی چو صبا ذوق صبحها دیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۷ زهی لواء و علم لا اله الا الله
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۸ چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه
- غزل شمارهٔ ۲۴۰۹ که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۰ مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۱ دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۲ چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۳ عجب دلی که به عشق بت است پیوسته
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ ز لقمهای که بشد دیده تو را پرده
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۵ تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۶ برو برو که به بز لایق است بزغاله
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۷ خلاصه دو جهان است آن پری چهره
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ ای جان ای جان فی ستر الله
- غزل شمارهٔ ۲۴۱۹ خوش بود فرش تن نور دیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۰ آمد آمد نگار پوشیده
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۱ مطرب جانهای دل برده
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۲ رخ نفسی بر رخ این مست نه
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۳ یا رشاء فدیته من زمن رایته
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۴ هل طربا لعاشق وافقه زمانه
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۵ طوبی لمن آواه سر فؤاده
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۶ فدیتتک یا ستی الناسیه
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۷ گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۸ فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری
- غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی میروی
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۱ این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبلهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۳ ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختی
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۴ از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۵ من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۶ ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۷ ای یوسفِ خوشنام هی! در ره میا بیهمرهی
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۸ دزدید جمله رخت ما لولی و لولی زادهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ دامن کشانم میکِشد در بتکده عَیّارهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۰ ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۱ آخر مراعاتی بکن مر بیدلان را ساعتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۲ بانگی عجب از آسمان در میرسد هر ساعتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۳ ای تو ملول از کار من من تشنهتر هر ساعتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۴ چون درشوی در باغ دل مانند گل خوشبو شوی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۵ از بامدادان ساغری پر کرد خوش خمارهای
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۶ ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۷ یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۸ ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۴۹ من پیش از این میخواستم گفتار خود را مشتری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۰ در دل خیالش زان بود تا تو به هر سو ننگری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۱ دریوزهای دارم ز تو در اقتضای آشتی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۲ ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۳ بویی ز گردون میرسد با پرسش و دلداریی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۴ عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۵ برگذری درنگری جز دل خوبان نبری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۶ هم نظری هم خبری هم قمران را قمری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۷ ای دل سرگشته شده در طلبِ یاوهروی
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۸ سنگ مزن بر طرف کارگه شیشهگری
- غزل شمارهٔ ۲۴۵۹ عارف گوینده اگر تا به سحر صبر کنی
- غزل شمارهٔ ۲۴۶۰ تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی
متن اشعار به نقل از گنجور.