پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲۴

هل طربا لعاشق وافقه زمانه

افلح فی هوائه اصلح فیه شأنه

هدده فراقه من غمرات یومه

ثم اتاه لیله من قمر امانه

قال لبدره لقد احرق فیک باطنی

قال له حبیبه صرت انا ضمانه

لا کقتول عاشق یقتلنا بشارق

حان وفاتنا و لا یمکننا بیانه

اعظم کل شهوه هان لدی وصاله

اطیب کل طیب ظل لنا مکانه

قد کفر الذی اتی من مثل لوجهه

ان قمر ینوبه او شجر وبانه

اکرم من نفوسنا طیف خیال وجهه

افضل من عیوننا کان لنا عیانه

رب لسان قائل یلفظ نار خده

احرق من شراره یومئذ لسانه

احرقه شراره ثم اتی نهاره

نوره بناطق اصبح ترجمانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲۶فدیتتک یا ستی الناسیه
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲۷گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲۸فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می‌روی
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۳۱این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۳۲ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانه‌ای
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۳۳ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.