پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۰

مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته

که شرم بادت از آن زلف‌های آشفته

از این سپس منم و شب روی و حلقه یار

شب دراز و تب و رازهای ناگفته

برون پرده درند آن بتان و سوزانند

که لطف‌های بتان در شب است بنهفته

به خواب کن همه را طاق شو از این جفتان

به سوی طاق و رواقش مرو به شب جفته

بدانک خلوت شب بر مثال دریایی است

به قعر بحر بود درهای ناسفته

رخ چو کعبه نما شاه شمس تبریزی

که باشدت عوض حج‌های پذرفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱۲چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۱۳عجب دلی که به عشق بت است پیوسته
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پرده
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۵تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۶برو برو که به بز لایق است بزغاله
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۷خلاصه دو جهان است آن پری چهره
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ای جان ای جان فی ستر الله
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۹خوش بود فرش تن نور دیده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.