پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۶

برو برو که به بز لایق است بزغاله

برو که هست ز گاوان حیات گوساله

برو برو که خران گله گله جمع شدند

خر جوان و خر پیر و خر دو یک ساله

ز ناله تو مرا بوی خر همی‌آید

که خر کند به علف زار و ماده خر ناله

دماغ پاک بباید برای مشک و عبیر

گلوله‌های پلیدی برای جلاله

در آن زمان که خران بول خر به بو گیرند

زهی زمان و زهی حالت و زهی حاله

میا میا که به میدان دل خران نرسند

به صد هزار حیل می‌رسند خیاله

دلاله کیست بلیس این عروس دنیا را

عروس را تو قیاسی بکن ز دلاله

خموش باش سخن شرط نیست طالب را

که او ز اشارت ابرو رسد به دنباله

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ای جان ای جان فی ستر الله
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۱۹خوش بود فرش تن نور دیده
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲۰آمد آمد نگار پوشیده
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲۱مطرب جان‌های دل برده
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۲۲رخ نفسی بر رخ این مست نه
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲۳یا رشاء فدیته من زمن رایته
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲۴هل طربا لعاشق وافقه زمانه
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲۵طوبی لمن آواه سر فؤاده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.