پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۸

ای جان ای جان فی ستر الله

اشتر می‌ران فی ستر الله

جام آتش درکش درکش

پیش سلطان فی ستر الله

ساغر تا لب می‌خور تا شب

اندر میدان فی ستر الله

چشمش را بین خشمش را بین

پنهان پنهان فی ستر الله

یاری شنگی پروین رنگی

آمد مهمان فی ستر الله

دیدم مستش خستم دستش

آسان آسان فی ستر الله

ساقی برجه باده درده

پنگان پنگان فی ستر الله

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲۰آمد آمد نگار پوشیده
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲۱مطرب جان‌های دل برده
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲۲رخ نفسی بر رخ این مست نه
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲۳یا رشاء فدیته من زمن رایته
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۲۴هل طربا لعاشق وافقه زمانه
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲۵طوبی لمن آواه سر فؤاده
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲۶فدیتتک یا ستی الناسیه
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲۷گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.