پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۲۲

رخ نفسی بر رخ این مست نه

جنگ و جفا را نفسی پست نه

سیم اگر نیست به دست آورم

باده چون زر تو بر این دست نه

ای تو گشاده در هفت آسمان

دست کرم بر دل پابست نه

پیشکشم نیست به جز نیستی

نیستیم را تو لقب هست نه

هم شکننده تو هم اشکسته بند

مرهم جان بر سر اشکست نه

مهر بر آن شکر و پسته منه

مهر بر این چاکر پیوست نه

گفته امت ای دل پنجاه بار

صید مکن پای در این شست نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۲۴هل طربا لعاشق وافقه زمانه
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۲۵طوبی لمن آواه سر فؤاده
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۲۶فدیتتک یا ستی الناسیه
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۲۷گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۲۸فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۲۹ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۳۰ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می‌روی
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۳۱این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله‌ای
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.