پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۹

که بوده است تو را دوش یار و همخوابه

که از خوی تو پر از مشک گشت گرمابه

چو شانه سنگ ز عشق تو شاخ شاخ شده‌ست

پریت خوانده به حمام و کرده‌ات لابه

چو شانه زلف تو را دید شد هر انگشتش

دلیل و آلت تهلیل همچو سبابه

ز نور روی تو پر گشت خلوت حمام

که جمله قبه زجاجی شده‌ست چون تابه

خمش که گل مثل آب از تو یافت صفا

که هر کی نسبت تو یافت گشت نسابه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱۱دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۱۲چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱۳عجب دلی که به عشق بت است پیوسته
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پرده
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۵تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۶برو برو که به بز لایق است بزغاله
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱۷خلاصه دو جهان است آن پری چهره
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ای جان ای جان فی ستر الله
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.