پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۱۲

چو مست روی توام ای حکیم فرزانه

به من نگر تو بدان چشم‌های مستانه

ز چشم مست تو پیچد دلم که دیوانه است

که جنس همدگر افتاد مست و دیوانه

دل خراب مرا بین خوشی به من بنگر

که آفتاب نظر خوش کند به ویرانه

بکن نظر که بدان یک نظر که درنگری

درخت‌های عجب سر کند ز یک دانه

دو چشم تو عجمی ترک و مست و خون ریزند

که می‌زند عجمی تیرهای ترکانه

مرا و خانه دل را چنان به یغما برد

که می‌دود حسنک پابرهنه در خانه

به باغ روی تو آییم و خانه برشکنیم

هزار خانه چو صحرا کنیم مردانه

صلاح دین تو چو ماهی و فارغی زین شرح

که فارغ است سر زلف حور از شانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پرده
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۱۵تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱۶برو برو که به بز لایق است بزغاله
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۷خلاصه دو جهان است آن پری چهره
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۸ای جان ای جان فی ستر الله
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۹خوش بود فرش تن نور دیده
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۲۰آمد آمد نگار پوشیده
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۲۱مطرب جان‌های دل برده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.