پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۶

ایا دلی چو صبا ذوق صبح‌ها دیده

ز دیده مست شدی یا ز ذوق نادیده

گهی به بحر تحیر گهی به دامن کوه

کمر ببسته و در کوه کهربا دیده

ورای دیده و دل صد دریچه بگشاده

برون ز چرخ و زمین رفته صد سما دیده

چو جوششی و بخاری فتاد در دریا

ز لذت نظرش رست در قفا دیده

چو موج موج درآمیخت چشم با دریا

عجب عجب که همه بحر گشت یا دیده

به پیش دیده دو عالم چو دانه پیش خروس

چنین بود نظر پاک کبریادیده

نه طالب است و نه مطلوب آن که در توحید

صفات طالب و مطلوب را جدا دیده

اله را که شناسد؟ کسی که رست ز لا

ز لا که رست بگو: عاشق بلادیده

رموز لیس و فی جبتی بدانسته

هزار بار من این جبه را قبا دیده

دهان گشاد ضمیر و صلاح دین را گفت

تویی حیات من ای دیدهٔ خدادیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰۸چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰۹که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۱۰مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۱دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۲چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۳عجب دلی که به عشق بت است پیوسته
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پرده
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۵تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.