پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۵

ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه

بی‌قدمی رقص بین بی‌دهنی قهقهه

از سر پستان عشق چونک دمی شیر یافت

قامت سروی گرفت کودکک یک مهه

روی ببینید روی بهر خدا عاشقان

گرچه زنخ زد بسی کوردلی ابلهه

والله کو یوسف است بشنو از من از آنک

بودم با یوسفی هم نمک و هم چهه

چونک نماید جمال گوش سوی غیب دار

عرش پر از نعره‌هاست فرش پر از وه وهه

عاشق باشد کمان خاص بتی همچو تیر

هیچ نپرد کمان گر بشود ده زهه

آنک ز تبریز دید یک نظر شمس دین

طعنه زند بر چله سخره کند بر دهه

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰۷زهی لواء و علم لا اله الا الله
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰۸چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۰۹که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۱۰مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۱۱دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۲چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱۳عجب دلی که به عشق بت است پیوسته
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۴ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پرده
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.