پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۵۶

هم نظری هم خبری هم قمران را قمری

هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری

هم سوی دولت درجی هم غم ما را فرجی

هم قدحی هم فرحی هم شب ما را سحری

هم گل سرخ و سمنی در دل گل طعنه زنی

سوی فلک حمله کنی زهره و مه را ببری

چند فلک گشت قمر تا به خودش راه دهی

چند گدازید شکر تا تو بدو درنگری

چند جنون کرد خرد در هوس سلسله‌ای

چند صفت گشت دلم تا تو بر او برگذری

آن قدح شاده بده دم مده و باده بده

هین که خروس سحری مانده شد از ناله گری

گر به خرابات بتان هر طرفی لاله رخی است

لاله رخا تو ز یکی لاله ستان دگری

هم تو جنون را مددی هم تو جمال خردی

تیر بلا از تو رسد هم تو بلا را سپری

چونک صلاح دل و دین مجلس دل را شد امین

مادر دولت بکند دختر جان را پدری

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۵۸سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه‌گر‌ی
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۵۹عارف گوینده اگر تا به سحر صبر کنی
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۶۰تو نه چنانی که منم، من نه چنانم که تویی
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۶۱چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۶۲طوطی و طوطی بچه‌ای قند به صد ناز خوری
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۶۳آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌ای
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۶۴هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۶۵آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.