پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۰۳

ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده

ز آنک بدادی نخست هیچ جز آنم مده

شهره نگارم ز تو عیش و قرارم ز تو

جان بهارم ز تو رسم خزانم مده

جان چو توی بی‌شکی پیش تو جان جانکی

باش مرا ای یکی هر دو جهانم مده

پردگی و فاش تو آفت او باش تو

جان رهی باش تو جان و روانم مده

دوش بدادی مرا از کف خود باده را

چون که چنینم درآ جز که چنانم مده

غیر شرابی چو زر ای صنم سیمبر

هیچ ندانم دگر ز آنک ندانم مده

نیست شدم در چمن قفل بر آن در بزن

هر کی بپرسد ز من هیچ نشانم مده

شیر پراکنده‌ام زخم تو را بنده‌ام

بی‌تو اگر زنده‌ام جز به سگانم مده

زان مه چون اخترم زان گل تازه و ترم

بی‌همگان خوشترم با همگانم مده

خسرو تبریزیان شمس حق روحیان

پر شده از تو دهان زخم زبانم مده

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴۰۵ای همه منزل شده از تو ره بی‌رهه
  2. غزل شمارهٔ ۲۴۰۶ایا دلی چو صبا ذوق صبح‌ها دیده
  3. غزل شمارهٔ ۲۴۰۷زهی لواء و علم لا اله الا الله
  4. غزل شمارهٔ ۲۴۰۸چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه
  5. غزل شمارهٔ ۲۴۰۹که بوده است تو را دوش یار و همخوابه
  6. غزل شمارهٔ ۲۴۱۰مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته
  7. غزل شمارهٔ ۲۴۱۱دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده
  8. غزل شمارهٔ ۲۴۱۲چو مست روی توام ای حکیم فرزانه
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.