فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۱ سیر گشتم ز نازهای خسان
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۲ چیست با عشق آشنا بودن
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۳ گرچه اندر فغان و نالیدن
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۴ شب که جهان است پر از لولیان
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۵ ساقی من خیزد بیگفت من
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۶ مست رسید آن بت بیباک من
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۷ جان منی، جان منی، جان من
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۸ مینروم هیچ از این خانه من
- غزل شمارهٔ ۲۱۰۹ ای تو پناه همه روز محن
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۰ بانگ برآمد ز خرابات من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۱ بانگ برآمد ز خرابات من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۲ ظلمت شب پرتو ظلمات من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۳ ای تو چو خورشید و شه خاص من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۴ بانگ برآمد ز دل و جان من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۵ بازرسید آن بت زیبای من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۶ آمدهای بیگه خامش مشین
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۷ پیشتر آ ای صنم شنگ من
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۸ می تلخی که تلخیها بدو گردد همه شیرین
- غزل شمارهٔ ۲۱۱۹ اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۰ دگرباره چو مه کردیم خرمن
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۱ افندس مسین کاغا یومیندن
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۲ کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوان
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۳ العشق یقول لی تزین
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۴ ایا بدر الدجی بل انت احسن
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۵ اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۶ اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۷ یا صغیر السن یا رطب البدن
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ ابشر ثم ابشر یا مؤتمن
- غزل شمارهٔ ۲۱۲۹ نَحْنُ إِلَیٰ سَیِّدِنَا رَاجِعُون
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۰ ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۱ حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو.
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۲ مستی ببینی رازدان میدانک باشد مست او
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۳ بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۴ نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۶ ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۷ آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۸ ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۹ والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۰ دل دی خراب و مست و خوش هر سو همیافتاد از او
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۱ ای تن و جان بنده او بند شکرخنده او
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۲ چون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از او
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۳ روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۴ کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۵ شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۶ ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۷ چیست که هر دمی چنین میکشدم به سوی او
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۸ جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۴۹ ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۰ عید نمیدهد فرح بینظر هلال تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۱ در سفر هوای تو بیخبرم به جان تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۲ سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۳ ای تو امان هر بلا، ما همه در امان تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۴ هین کژ و راست میروی باز چه خوردهای بگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۵ کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۶ سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۷ سنگ شکاف میکند در هوس لقای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۸ من که ستیزه روترم در طلب لقای تو
- غزل شمارهٔ ۲۱۵۹ باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۰ ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبودهست او
متن اشعار به نقل از گنجور.