پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۱۰

بانگ برآمد ز خرابات من

چرخ دوتا شد ز مناجات من

عاقبت امر ظفر دررسید

یار درآمد به مراعات من

یا رب یا رب که چه سان می‌کند

دلبر بی‌کفو مکافات من

طاعت و ایمان کند آن کیمیا

غفلت و انکار و جنایات من

قصر دهد از پی تقصیر من

زله دهد از پی زلات من

جوش نهد در دل دریا و کوه

از تبش روز ملاقات من

گر نبدی پرده خیالات خلق

سوخته بودی ز خیالات من

در سپه جان زندی زلزله

طبل و علم نعره و هیهات من

در افق چرخ زدی شعله‌ها

نیم شبان آتش میقات من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۱۲ظلمت شب پرتو ظلمات من
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۱۳ای تو چو خورشید و شه خاص من
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۱۴بانگ برآمد ز دل و جان من
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۱۵بازرسید آن بت زیبای من
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۱۶آمده‌ای بی‌گه خامش مشین
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۱۷پیشتر آ ای صنم شنگ من
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۱۸می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱۹اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.