پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۱۶

آمده‌ای بی‌گه خامش مشین

یک قدح مردفکن برگزین

آب روان داد ز چشمه حیات

تا بدمد سبزه ز آب و ز طین

آن می گلگون سوی گلشن کشان

تا بگزد لاله رخ یاسمین

راح نما روح مرا تا که روح

خندد و گوید سخنی خندمین

درکشد اندیشه گری دست خود

چونک برافشاند یار آستین

گردن غم را بزند تیغ می

کاین بکشد کان حلاوت ز کین

بام و در مجلس افغان کند

کاغتنموا الهوه یا شاربین

گوش گشا جانب حلقه کرام

چشم گشا روشنی چشم بین

سجده کند چین چو گشاید دو چشم

جعد تو را بیند پنجاه چین

خرمیش بر دل خرم زند

سوی امین آید روح الامین

مادر عشرت چو گشاید کنار

بازرهد جان ز بنات و بنین

بس کنم و رخت به ساقی دهم

وز کف او گیرم در ثمین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۱۸می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۱۹اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۲۰دگرباره چو مه کردیم خرمن
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۲۱افندس مسین کاغا یومیندن
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۲۲کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوان
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۲۳العشق یقول لی تزین
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۲۴ایا بدر الدجی بل انت احسن
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۲۵اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.