پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۳

العشق یقول لی تزین

الزینه عندنا تیقن

لا تنظر غیرنا فتعمی

لا تله عن الیقین بالظن

لا عیش لخایف کئیب

لا تبرح عندنا فتامن

من کنت هواه کیف یهلک

من کنت مناه کیف یحزن

العقل رسولنا الیکم

ذاک حسن و نحن احسن

اخشوشن بالبلا و ارضی

فالهجر من البلاء اخشن

من رام الی العلی عروجا

هذا سبب الیه یرکن

یا مضطربا تعال و افلح

فی مسکننا و نعم مسکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲۵اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۲۶اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۲۷یا صغیر السن یا رطب البدن
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ابشر ثم ابشر یا مؤتمن
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۲۹نَحْنُ إِلَیٰ سَیِّدِنَا رَاجِعُون
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۰ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳۱حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو.
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳۲مستی ببینی رازدان می‌دانک باشد مست او
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.