پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۶

اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین

غمز عین من ملاح فی وصال مستبین

رویه المعشوق یوما فی مقام موحش

زاد طیبا من جنان فی قیان حور عین

عفروا من ترب باب بغیه وجهی مدا

فهی زادت لطفها عندی من الماء المعین

غار جسمی ان یراه عاذل او عاذر

انه یحکی صفاتا من صفات شمس دین

حبذا سکر حیاتی   مزیل للحیا

اشربوا اصحابنا تستمسکوا الحق المبین

سیدا مولا کریما عالما مستیقظا

استرق العبد ذاک الطاهر الروح الامین

حبذا ظلا ظلیلا من نخیل باسق

آمن من کل خوف او بلاء او مکین

تمره یصفی عقولا کدرت انوارها

فاعجبوا من مسکر مستکثر الرای الرزین

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲۸ابشر ثم ابشر یا مؤتمن
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۲۹نَحْنُ إِلَیٰ سَیِّدِنَا رَاجِعُون
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳۰ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳۱حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو.
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۲مستی ببینی رازدان می‌دانک باشد مست او
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۳بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳۴نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.