پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۹

نَحْنُ إِلَیٰ سَیِّدِنَا رَاجِعُون

طَیِّبَةَ النَّفْسِ بِهِ طَائِعُون

سَیِّدُنَا یُصْبِحُ یَبْتَاعُنَا

أَنْفُسَنَا نَحْنُ لَهُ بَائِعُون

یَفْسُدُ إِنْ جَاعَ إِلَیٰ مَأْکَلٍ

نَحْنُ إِلَیٰ نَظْرَتِهِ جَائِعُون

سَوْفَ تُلَاقِیهِ بِمِیعَادِهِ

تَحْسَِبُ أَنَّا أَبَدًا ضَائِعُون؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۳۱حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو.
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳۲مستی ببینی رازدان می‌دانک باشد مست او
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳۳بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳۴نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۶ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳۷آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳۸ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.