پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۲۷

یا صغیر السن یا رطب البدن

یا قریب العهد من شرب اللبن

هاشمی الوجه ترکی القفا

دیلمی الشعر رومی الذقن

روحه روحی و روحی روحه

من رآی روحین عاشا فی بدن

صح عند الناس انی عاشق

غیر ان لم یعرفوا عشقی به من

اقطعوا شملی و ان شئتم صلوا

کل شیء منکم عندی حسن

ذاب مما فی متاعی وطنی

و متاعی باد مما فی وطن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۲۹نَحْنُ إِلَیٰ سَیِّدِنَا رَاجِعُون
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۳۰ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۳۱حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو.
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۳۲مستی ببینی رازدان می‌دانک باشد مست او
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۳۳بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۳۴نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۳۵ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۳۶ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.