پرش به محتوای اصلی
مولانا مولانا

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱۰۱

سیر گشتم ز نازهای خسان

کم زنم من چو روغن به لسان

بعد از این شهد را نهان دارم

تا نیفتند اندر او مگسان

خویش را بعد از این چنان دزدم

که نیابند مر مرا عسسان

هر زمان جانب دگر تازم

بی‌رفیقان و صاحبان و کسان

ای خدا در تو چون گریخته‌ام

این چنین قوم را به من مرسان

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱۰۳گرچه اندر فغان و نالیدن
  2. غزل شمارهٔ ۲۱۰۴شب که جهان است پر از لولیان
  3. غزل شمارهٔ ۲۱۰۵ساقی من خیزد بی‌گفت من
  4. غزل شمارهٔ ۲۱۰۶مست رسید آن بت بی‌باک من
  5. غزل شمارهٔ ۲۱۰۷جان منی، جان منی، جان من
  6. غزل شمارهٔ ۲۱۰۸می‌نروم هیچ از این خانه من
  7. غزل شمارهٔ ۲۱۰۹ای تو پناه همه روز محن
  8. غزل شمارهٔ ۲۱۱۰بانگ برآمد ز خرابات من
همه‌ی غزلیات ←

مولانا درباره‌ی مولانا

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی مشهور به مولوی شاعر بزرگ سده هفتم هجری قمری است. وی در سال ۶۰۴ هجری قمری در بلخ زاده شد. پدر وی بهاءالدین که از عالمان و صوفیان بزرگ زمان خود بود به سبب رنجشی که میان او و سلطان محمد خوارزم‌شاه پدید آمده بود از بلخ بیرون آمد و پس از زمانی سیر و سیاحت به قونیه رفت. مولانا پس از درگذشتن پدر تح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.