پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان

رباعیات

۳۹۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ شب زار به جای بستر آتش ریزم
  2. شمارهٔ ۲۴۲ گفتم کایندل به داغ نام تو کنم
  3. شمارهٔ ۲۴۳ ای چرخ ز هر گزند رنج تو کشم
  4. شمارهٔ ۲۴۴ وصف لب رنگین تو از دل جویم
  5. شمارهٔ ۲۴۵ چون از گل روی تو بهاری رسدم
  6. شمارهٔ ۲۴۶ تا چنگ به مهر آن دلارام زدم
  7. شمارهٔ ۲۴۷ بر آتش اگر بی تو نخفتم خفتم
  8. شمارهٔ ۲۴۸ کوهی که بر او بلا ببارند منم
  9. شمارهٔ ۲۴۹ امروز ز هر دوست گزندی دارم
  10. شمارهٔ ۲۵۰ از عشق تو در چشم خرد میل زدم
  11. شمارهٔ ۲۵۱ بونصر من ار عاشق ایام توام
  12. شمارهٔ ۲۵۲ گفتم شکرت به خلق کیهان گویم
  13. شمارهٔ ۲۵۳ جز در غم عشق تو سفر می نکنم
  14. شمارهٔ ۲۵۴ من به الم ای صنم گرفتار نیم
  15. شمارهٔ ۲۵۵ گر تیز به روی خوب تو درنگرم
  16. شمارهٔ ۲۵۶ هر یک چندی به قلعه ای آرندم
  17. شمارهٔ ۲۵۷ صالح دل اگر به جای جامه بدرم
  18. شمارهٔ ۲۵۸ بر روی تو مهربان و دلسوز منم
  19. شمارهٔ ۲۵۹ گنجی که ز پیش آن بجستند منم
  20. شمارهٔ ۲۶۰ نه از همه خلق حق گزاری دارم
  21. شمارهٔ ۲۶۱ گر حور بود بدان که نازش نکشم
  22. شمارهٔ ۲۶۲ از آتش دل همیشه اندر تابم
  23. شمارهٔ ۲۶۳ ای دشمن و دوست مر تو را یک عالم
  24. شمارهٔ ۲۶۴ هرگه که به پیراهن تو درنگرم
  25. شمارهٔ ۲۶۵ دلخسته چشم ناوک انداز توام
  26. شمارهٔ ۲۶۶ در خواب گه از دل به شب آتش بیزم
  27. شمارهٔ ۲۶۷ شب ز انده تو همی نیاید خوابم
  28. شمارهٔ ۲۶۸ دانم که ز چرخ بخش بیرون نکنم
  29. شمارهٔ ۲۶۹ من دوش که از هجر تو در تاب شدم
  30. شمارهٔ ۲۷۰ از بند رحم ببند مهد افتادم
  31. شمارهٔ ۲۷۱ شه پندارد که ما خردمندانیم
  32. شمارهٔ ۲۷۲ در آرزوی بوی گل نوروزم
  33. شمارهٔ ۲۷۳ لرزان ز بلا چو برگ داند یارم
  34. شمارهٔ ۲۷۴ تا روز همه شب از هوس بیدارم
  35. شمارهٔ ۲۷۵ بر دیده خیال دوست بنگاشته‌ام
  36. شمارهٔ ۲۷۶ امروز در این حبس من آن ممتحنم
  37. شمارهٔ ۲۷۷ از دل بدم آتشی برانگیخته‌ام
  38. شمارهٔ ۲۷۸ عمری بدو کف دو رخ نگارا خستم
  39. شمارهٔ ۲۷۹ گفتی خبرت کنم کسی بفرستم
  40. شمارهٔ ۲۸۰ آن مرد که در سخن جهانیست منم
  41. شمارهٔ ۲۸۱ هر جای که آتش نبردیست منم
  42. شمارهٔ ۲۸۲ هر جا که ز فضل پیشگاهی است منم
  43. شمارهٔ ۲۸۳ با ناله همی چو ابر بهمن گریم
  44. شمارهٔ ۲۸۴ از بلبل نالنده تر و زارترم
  45. شمارهٔ ۲۸۵ روزان و شبان در آن غم و تیمارم
  46. شمارهٔ ۲۸۶ ای جان جهان تا خبرت یافته ام
  47. شمارهٔ ۲۸۷ از خود به تو من بتا گمان‌ها دارم
  48. شمارهٔ ۲۸۸ سیراب گلابی تو بر آتش خارم
  49. شمارهٔ ۲۸۹ از هر چه بگفته اند پندی دارم
  50. شمارهٔ ۲۹۰ من بستر برف و بالش یخ دارم
  51. شمارهٔ ۲۹۱ در تاریکی ز بس که می بنشینم
  52. شمارهٔ ۲۹۲ آنم که اگر به خلد جایی سازم
  53. شمارهٔ ۲۹۳ هر گه که تو را به رهگذاری بینم
  54. شمارهٔ ۲۹۴ دیده همه شب ز خواب خوش بردوزم
  55. شمارهٔ ۲۹۵ با خود گفتم که من عیال تو شدم
  56. شمارهٔ ۲۹۶ آنکو گوید هست قضا تیشه من
  57. شمارهٔ ۲۹۷ تا خسته دل مرا بریده ست ز تن
  58. شمارهٔ ۲۹۸ در سمجی چون توانم آرامیدن
  59. شمارهٔ ۲۹۹ هر شب که تو را نبینم ای شاخ سمن
  60. شمارهٔ ۳۰۰ چون گل ز غمت دریده ام پیراهن

متن اشعار به نقل از گنجور.