پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۶۱

گر حور بود بدان که نازش نکشم

کوته کنم این قصه درازش نکشم

آن کز من باز شد فرازش نکشم

وآن کو ماند فراز بازش نکشم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳ای دشمن و دوست مر تو را یک عالم
  2. شمارهٔ ۲۶۴هرگه که به پیراهن تو درنگرم
  3. شمارهٔ ۲۶۵دلخسته چشم ناوک انداز توام
  4. شمارهٔ ۲۶۶در خواب گه از دل به شب آتش بیزم
  5. شمارهٔ ۲۶۷شب ز انده تو همی نیاید خوابم
  6. شمارهٔ ۲۶۸دانم که ز چرخ بخش بیرون نکنم
  7. شمارهٔ ۲۶۹من دوش که از هجر تو در تاب شدم
  8. شمارهٔ ۲۷۰از بند رحم ببند مهد افتادم
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.