پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۶۳

ای دشمن و دوست مر تو را یک عالم

خاری و گلی با من و با یک عالم

در بسته به تو مهر و وفا یک عالم

مانده ز تو در خوف و رجا یک عالم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵دلخسته چشم ناوک انداز توام
  2. شمارهٔ ۲۶۶در خواب گه از دل به شب آتش بیزم
  3. شمارهٔ ۲۶۷شب ز انده تو همی نیاید خوابم
  4. شمارهٔ ۲۶۸دانم که ز چرخ بخش بیرون نکنم
  5. شمارهٔ ۲۶۹من دوش که از هجر تو در تاب شدم
  6. شمارهٔ ۲۷۰از بند رحم ببند مهد افتادم
  7. شمارهٔ ۲۷۱شه پندارد که ما خردمندانیم
  8. شمارهٔ ۲۷۲در آرزوی بوی گل نوروزم
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.