پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۷۱

شه پندارد که ما خردمندانیم

یا قلعه گشایان و عدو بندانیم

نه نه شاها که ما همه زندانیم

نرد فلک و آبکش زندانیم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳لرزان ز بلا چو برگ داند یارم
  2. شمارهٔ ۲۷۴تا روز همه شب از هوس بیدارم
  3. شمارهٔ ۲۷۵بر دیده خیال دوست بنگاشته‌ام
  4. شمارهٔ ۲۷۶امروز در این حبس من آن ممتحنم
  5. شمارهٔ ۲۷۷از دل بدم آتشی برانگیخته‌ام
  6. شمارهٔ ۲۷۸عمری بدو کف دو رخ نگارا خستم
  7. شمارهٔ ۲۷۹گفتی خبرت کنم کسی بفرستم
  8. شمارهٔ ۲۸۰آن مرد که در سخن جهانیست منم
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.