پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۶۸

دانم که ز چرخ بخش بیرون نکنم

پس شاید اگر ز رنج دل خون نکنم

در خوش دارم طمع دگرگون نکنم

چون صبر ضرورتست پس چون نکنم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰از بند رحم ببند مهد افتادم
  2. شمارهٔ ۲۷۱شه پندارد که ما خردمندانیم
  3. شمارهٔ ۲۷۲در آرزوی بوی گل نوروزم
  4. شمارهٔ ۲۷۳لرزان ز بلا چو برگ داند یارم
  5. شمارهٔ ۲۷۴تا روز همه شب از هوس بیدارم
  6. شمارهٔ ۲۷۵بر دیده خیال دوست بنگاشته‌ام
  7. شمارهٔ ۲۷۶امروز در این حبس من آن ممتحنم
  8. شمارهٔ ۲۷۷از دل بدم آتشی برانگیخته‌ام
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.