پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان

رباعیات

۳۹۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ سلطان ملک ای عزیز فرزند پدر
  2. شمارهٔ ۱۸۲ چون پیرهنت گرفته ام تنگ به بر
  3. شمارهٔ ۱۸۳ از سنگم یا ز چیستم جان پدر
  4. شمارهٔ ۱۸۴ بر مرگ تو چون نمویم ای جان پدر
  5. شمارهٔ ۱۸۵ می گویمت ای سعادت ای نیک پسر
  6. شمارهٔ ۱۸۶ در غور فلک تعبیه ای ساخت چو ابر
  7. شمارهٔ ۱۸۷ گویی که هوا به زیر گردست امروز
  8. شمارهٔ ۱۸۸ عشقت کشتم که غم درودم شب و روز
  9. شمارهٔ ۱۸۹ ای فقر بخاست روز بازار تو خیز
  10. شمارهٔ ۱۹۰ ای شاه علاء دولت ملک افروز
  11. شمارهٔ ۱۹۱ چرخ از دم کون برنمی گردد باز
  12. شمارهٔ ۱۹۲ خورشید رخا وصل تو جویم همه روز
  13. شمارهٔ ۱۹۳ ای سود و زیان عمر فرسوده بترس
  14. شمارهٔ ۱۹۴ ای یار چو صبر هیچ یاری مشناس
  15. شمارهٔ ۱۹۵ از بخشش دست من ز سیم و زر پرس
  16. شمارهٔ ۱۹۶ مسعود که بود سعد سلمان پدرش
  17. شمارهٔ ۱۹۷ مسعود که بود سعد سلمان پدرش
  18. شمارهٔ ۱۹۸ تا از من می جهی چو دود از آتش
  19. شمارهٔ ۱۹۹ معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع
  20. شمارهٔ ۲۰۰ آتش به سرم همی فرو ریزد عشق
  21. شمارهٔ ۲۰۱ ای چرخ مدور خسیس بی باک
  22. شمارهٔ ۲۰۲ گردون نکشد کمال مسعود ملک
  23. شمارهٔ ۲۰۳ من همت باز دارم و کبر پلنگ
  24. شمارهٔ ۲۰۴ من چون دل لاله ام تو چون رنگ به رنگ
  25. شمارهٔ ۲۰۵ ای بدر شده من از غمان تو هلال
  26. شمارهٔ ۲۰۶ ای کلک ملک وصف تو گویم همه سال
  27. شمارهٔ ۲۰۷ عیبم که ز من زمانی ای مشکین خال
  28. شمارهٔ ۲۰۸ دل می ندهد که از تو بردارم دل
  29. شمارهٔ ۲۰۹ آن دل که نخواستت چه نامست آن دل
  30. شمارهٔ ۲۱۰ سرما چون شد ز دست صحرا شد گل
  31. شمارهٔ ۲۱۱ رویت بر من چنان که گل بر بلبل
  32. شمارهٔ ۲۱۲ نامد به کف آن زلف سمن مال به مال
  33. شمارهٔ ۲۱۳ بنگر که ز شاخ می چه گوید صلصل
  34. شمارهٔ ۲۱۴ چون روی بتان گشت به باغ اندر گل
  35. شمارهٔ ۲۱۵ خامش نشود همی ز غلغل بلبل
  36. شمارهٔ ۲۱۶ من ادهمم از خون دل ابرش گردم
  37. شمارهٔ ۲۱۷ در دولت شاه چون قوی شد رایم
  38. شمارهٔ ۲۱۸ غمهای تو از راندن خونها کارم
  39. شمارهٔ ۲۱۹ هر چند که این بند ز پای افکندم
  40. شمارهٔ ۲۲۰ من در عدم از جود تو موجود شدم
  41. شمارهٔ ۲۲۱ ای طبع بده ور ندهی بستانم
  42. شمارهٔ ۲۲۲ ای غمزه تو کآشفته بنیاد دلم
  43. شمارهٔ ۲۲۳ ای طبع چو آتش از تو بس خوشنودم
  44. شمارهٔ ۲۲۴ گر من برم از مردم بد سازم برم
  45. شمارهٔ ۲۲۵ جان و دل و دین به وصلت ای مهر صنم
  46. شمارهٔ ۲۲۶ ای زرین نام لعبت سیم اندام
  47. شمارهٔ ۲۲۷ تن کوبم و سرپیچم و بر روی زنم
  48. شمارهٔ ۲۲۸ جان هر ساعت ز کار زاری دهدم
  49. شمارهٔ ۲۲۹ من دوش که از هجر تو در تاب شدم
  50. شمارهٔ ۲۳۰ تا کی غم یار و درد فرزند کشم
  51. شمارهٔ ۲۳۱ هر روز همی فلک به تیری زندم
  52. شمارهٔ ۲۳۲ گفتم که تو بی وفایی ای نامردم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ ای فاخته دل چو من به رویت نگرم
  54. شمارهٔ ۲۳۴ بر بسته شد از بستن ماتم دستم
  55. شمارهٔ ۲۳۵ سروی خواهم ز چرخ داری زندم
  56. شمارهٔ ۲۳۶ همچون قلمم ز بیخ کندی به ستم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ چون پیش دل از هجر تو هنگامه نهم
  58. شمارهٔ ۲۳۸ ای سرو سپاه خسرو ای ماه حشم
  59. شمارهٔ ۲۳۹ ای کرده مرا به عشق گمراه تمام
  60. شمارهٔ ۲۴۰ جستم از توبه بی زبانی جستم

متن اشعار به نقل از گنجور.