فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۸۱ سلطان ملک ای عزیز فرزند پدر
- شمارهٔ ۱۸۲ چون پیرهنت گرفته ام تنگ به بر
- شمارهٔ ۱۸۳ از سنگم یا ز چیستم جان پدر
- شمارهٔ ۱۸۴ بر مرگ تو چون نمویم ای جان پدر
- شمارهٔ ۱۸۵ می گویمت ای سعادت ای نیک پسر
- شمارهٔ ۱۸۶ در غور فلک تعبیه ای ساخت چو ابر
- شمارهٔ ۱۸۷ گویی که هوا به زیر گردست امروز
- شمارهٔ ۱۸۸ عشقت کشتم که غم درودم شب و روز
- شمارهٔ ۱۸۹ ای فقر بخاست روز بازار تو خیز
- شمارهٔ ۱۹۰ ای شاه علاء دولت ملک افروز
- شمارهٔ ۱۹۱ چرخ از دم کون برنمی گردد باز
- شمارهٔ ۱۹۲ خورشید رخا وصل تو جویم همه روز
- شمارهٔ ۱۹۳ ای سود و زیان عمر فرسوده بترس
- شمارهٔ ۱۹۴ ای یار چو صبر هیچ یاری مشناس
- شمارهٔ ۱۹۵ از بخشش دست من ز سیم و زر پرس
- شمارهٔ ۱۹۶ مسعود که بود سعد سلمان پدرش
- شمارهٔ ۱۹۷ مسعود که بود سعد سلمان پدرش
- شمارهٔ ۱۹۸ تا از من می جهی چو دود از آتش
- شمارهٔ ۱۹۹ معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع
- شمارهٔ ۲۰۰ آتش به سرم همی فرو ریزد عشق
- شمارهٔ ۲۰۱ ای چرخ مدور خسیس بی باک
- شمارهٔ ۲۰۲ گردون نکشد کمال مسعود ملک
- شمارهٔ ۲۰۳ من همت باز دارم و کبر پلنگ
- شمارهٔ ۲۰۴ من چون دل لاله ام تو چون رنگ به رنگ
- شمارهٔ ۲۰۵ ای بدر شده من از غمان تو هلال
- شمارهٔ ۲۰۶ ای کلک ملک وصف تو گویم همه سال
- شمارهٔ ۲۰۷ عیبم که ز من زمانی ای مشکین خال
- شمارهٔ ۲۰۸ دل می ندهد که از تو بردارم دل
- شمارهٔ ۲۰۹ آن دل که نخواستت چه نامست آن دل
- شمارهٔ ۲۱۰ سرما چون شد ز دست صحرا شد گل
- شمارهٔ ۲۱۱ رویت بر من چنان که گل بر بلبل
- شمارهٔ ۲۱۲ نامد به کف آن زلف سمن مال به مال
- شمارهٔ ۲۱۳ بنگر که ز شاخ می چه گوید صلصل
- شمارهٔ ۲۱۴ چون روی بتان گشت به باغ اندر گل
- شمارهٔ ۲۱۵ خامش نشود همی ز غلغل بلبل
- شمارهٔ ۲۱۶ من ادهمم از خون دل ابرش گردم
- شمارهٔ ۲۱۷ در دولت شاه چون قوی شد رایم
- شمارهٔ ۲۱۸ غمهای تو از راندن خونها کارم
- شمارهٔ ۲۱۹ هر چند که این بند ز پای افکندم
- شمارهٔ ۲۲۰ من در عدم از جود تو موجود شدم
- شمارهٔ ۲۲۱ ای طبع بده ور ندهی بستانم
- شمارهٔ ۲۲۲ ای غمزه تو کآشفته بنیاد دلم
- شمارهٔ ۲۲۳ ای طبع چو آتش از تو بس خوشنودم
- شمارهٔ ۲۲۴ گر من برم از مردم بد سازم برم
- شمارهٔ ۲۲۵ جان و دل و دین به وصلت ای مهر صنم
- شمارهٔ ۲۲۶ ای زرین نام لعبت سیم اندام
- شمارهٔ ۲۲۷ تن کوبم و سرپیچم و بر روی زنم
- شمارهٔ ۲۲۸ جان هر ساعت ز کار زاری دهدم
- شمارهٔ ۲۲۹ من دوش که از هجر تو در تاب شدم
- شمارهٔ ۲۳۰ تا کی غم یار و درد فرزند کشم
- شمارهٔ ۲۳۱ هر روز همی فلک به تیری زندم
- شمارهٔ ۲۳۲ گفتم که تو بی وفایی ای نامردم
- شمارهٔ ۲۳۳ ای فاخته دل چو من به رویت نگرم
- شمارهٔ ۲۳۴ بر بسته شد از بستن ماتم دستم
- شمارهٔ ۲۳۵ سروی خواهم ز چرخ داری زندم
- شمارهٔ ۲۳۶ همچون قلمم ز بیخ کندی به ستم
- شمارهٔ ۲۳۷ چون پیش دل از هجر تو هنگامه نهم
- شمارهٔ ۲۳۸ ای سرو سپاه خسرو ای ماه حشم
- شمارهٔ ۲۳۹ ای کرده مرا به عشق گمراه تمام
- شمارهٔ ۲۴۰ جستم از توبه بی زبانی جستم
متن اشعار به نقل از گنجور.