پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۹۲

خورشید رخا وصل تو جویم همه روز

چون سایه از آن در تک و پویم همه روز

از بس که دعای وصل گویم همه روز

بر خاک بود چو سایه رویم همه روز

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴ای یار چو صبر هیچ یاری مشناس
  2. شمارهٔ ۱۹۵از بخشش دست من ز سیم و زر پرس
  3. شمارهٔ ۱۹۶مسعود که بود سعد سلمان پدرش
  4. شمارهٔ ۱۹۷مسعود که بود سعد سلمان پدرش
  5. شمارهٔ ۱۹۸تا از من می جهی چو دود از آتش
  6. شمارهٔ ۱۹۹معشوقه دلم به آتش انباشت چو شمع
  7. شمارهٔ ۲۰۰آتش به سرم همی فرو ریزد عشق
  8. شمارهٔ ۲۰۱ای چرخ مدور خسیس بی باک
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.