پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۱۷

در دولت شاه چون قوی شد رایم

گفتم که رکاب را ز زر فرمایم

زر گفت مرا که من تو را کی شایم

آمد آهن گرفت هر دو پایم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹هر چند که این بند ز پای افکندم
  2. شمارهٔ ۲۲۰من در عدم از جود تو موجود شدم
  3. شمارهٔ ۲۲۱ای طبع بده ور ندهی بستانم
  4. شمارهٔ ۲۲۲ای غمزه تو کآشفته بنیاد دلم
  5. شمارهٔ ۲۲۳ای طبع چو آتش از تو بس خوشنودم
  6. شمارهٔ ۲۲۴گر من برم از مردم بد سازم برم
  7. شمارهٔ ۲۲۵جان و دل و دین به وصلت ای مهر صنم
  8. شمارهٔ ۲۲۶ای زرین نام لعبت سیم اندام
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.