پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۲۵

جان و دل و دین به وصلت ای مهر صنم

عهدی بسته ست و اینت عهدی محکم

هجرت چو به صافی کشد اندر عالم

دانی چه زنند این دو سه هم مشت به هم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۲۷تن کوبم و سرپیچم و بر روی زنم
  2. شمارهٔ ۲۲۸جان هر ساعت ز کار زاری دهدم
  3. شمارهٔ ۲۲۹من دوش که از هجر تو در تاب شدم
  4. شمارهٔ ۲۳۰تا کی غم یار و درد فرزند کشم
  5. شمارهٔ ۲۳۱هر روز همی فلک به تیری زندم
  6. شمارهٔ ۲۳۲گفتم که تو بی وفایی ای نامردم
  7. شمارهٔ ۲۳۳ای فاخته دل چو من به رویت نگرم
  8. شمارهٔ ۲۳۴بر بسته شد از بستن ماتم دستم
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.