پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۱۰

سرما چون شد ز دست صحرا شد گل

در چادر سبز کار پیدا شد گل

بسیار همی خندد رعنا شد گل

نه نه که چو روی دوست زیبا شد گل

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲نامد به کف آن زلف سمن مال به مال
  2. شمارهٔ ۲۱۳بنگر که ز شاخ می چه گوید صلصل
  3. شمارهٔ ۲۱۴چون روی بتان گشت به باغ اندر گل
  4. شمارهٔ ۲۱۵خامش نشود همی ز غلغل بلبل
  5. شمارهٔ ۲۱۶من ادهمم از خون دل ابرش گردم
  6. شمارهٔ ۲۱۷در دولت شاه چون قوی شد رایم
  7. شمارهٔ ۲۱۸غمهای تو از راندن خونها کارم
  8. شمارهٔ ۲۱۹هر چند که این بند ز پای افکندم
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.