پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان

رباعیات

۳۹۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ هنگام گل ار به باغ بلبل نبود
  2. شمارهٔ ۱۲۲ هر گه که فلک دل مرا ریش کند
  3. شمارهٔ ۱۲۳ گردون همه در بند گرانم دارد
  4. شمارهٔ ۱۲۴ شاها ملکا همه ثناگوی تواند
  5. شمارهٔ ۱۲۵ گردون شرف و جاه در انگشت تو دید
  6. شمارهٔ ۱۲۶ شاها ملکا جهان به فرمان تو باد
  7. شمارهٔ ۱۲۷ آنی که جهانی ز تو سامان گیرد
  8. شمارهٔ ۱۲۸ بورشد رشید کز فلک ماه آورد
  9. شمارهٔ ۱۲۹ آن کوه گذار آهوی دشت نورد
  10. شمارهٔ ۱۳۰ چون موج سیاه روی هامون گیرد
  11. شمارهٔ ۱۳۱ خاک از رخم ار برو نهم زرد شود
  12. شمارهٔ ۱۳۲ تا دعوت دولت تو در گوشم شد
  13. شمارهٔ ۱۳۳ اول گردون ز رنج در تابم کرد
  14. شمارهٔ ۱۳۴ بر هم زده بود عشقت اسباب خرد
  15. شمارهٔ ۱۳۵ من شاهم و شاعران سواران منند
  16. شمارهٔ ۱۳۶ گر زر گردی جفا عیار تو بود
  17. شمارهٔ ۱۳۷ چون در چشمم ز حسن تو زیبی زد
  18. شمارهٔ ۱۳۸ رویی که چو او چرخ فلک ننگارد
  19. شمارهٔ ۱۳۹ چون روی هوا دوش به قیر اندودند
  20. شمارهٔ ۱۴۰ گر خون نشود قوت جانم که دهد
  21. شمارهٔ ۱۴۱ اندر ریشم همه خسک پاک برید
  22. شمارهٔ ۱۴۲ ترسم ما را ستارگان چشم کنند
  23. شمارهٔ ۱۴۳ چرخ فلک از قضا یکی پیکان زد
  24. شمارهٔ ۱۴۴ در هند کمال جود موجود آمد
  25. شمارهٔ ۱۴۵ چون بنشینند و مطربان بنشانند
  26. شمارهٔ ۱۴۶ آن را که ز بخت دستیاری باشد
  27. شمارهٔ ۱۴۷ در عشق تو جانم انده ناب خورد
  28. شمارهٔ ۱۴۸ آنان که سر نشاط عالم دارند
  29. شمارهٔ ۱۴۹ خون در تن من که اصل نیروست نماند
  30. شمارهٔ ۱۵۰ تا خط چو دود تو دل از من بربود
  31. شمارهٔ ۱۵۱ آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد
  32. شمارهٔ ۱۵۲ با من فلک از خشم همی دندان زد
  33. شمارهٔ ۱۵۳ ای شاه فلک متابع کام تو باد
  34. شمارهٔ ۱۵۴ در باغ هنر تخم وفا کاشت خرد
  35. شمارهٔ ۱۵۵ صالح تن من ز عشق دامن بفشاند
  36. شمارهٔ ۱۵۶ در محنت شو خوش و مکن نعمت یاد
  37. شمارهٔ ۱۵۷ دیدار تو از نعمت دو جهان خوشتر
  38. شمارهٔ ۱۵۸ یک بوسه زدم بر لب و بر چشم دگر
  39. شمارهٔ ۱۵۹ ز اول به میان ما به هنگام کنار
  40. شمارهٔ ۱۶۰ هر ابر که بنگرم غباری شده گیر
  41. شمارهٔ ۱۶۱ خورشید رخ تو تافت بر سایه عمر
  42. شمارهٔ ۱۶۲ تعریف مرا عشق تو ای ساده شکر
  43. شمارهٔ ۱۶۳ سلطان ملک است در دل سلطان نور
  44. شمارهٔ ۱۶۴ چاه ز نخ تو ای دلارام پسر
  45. شمارهٔ ۱۶۵ یک چشم تو گر تباه گشت ای دلبر
  46. شمارهٔ ۱۶۶ ای روی تو آفتاب و من نیلوفر
  47. شمارهٔ ۱۶۷ آمد به وداعم آن نگار دلبر
  48. شمارهٔ ۱۶۸ ز اندیشه هجران و ز نادیدن یار
  49. شمارهٔ ۱۶۹ در عشق تو همچو ابر می گریم زار
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ای پیل سوار خسرو شیر شکار
  51. شمارهٔ ۱۷۱ پیوست فلک با من پیکار دگر
  52. شمارهٔ ۱۷۲ این ابر چراست روز وشب چشم تو تر
  53. شمارهٔ ۱۷۳ اکنون که شدی به بتکده عاشق زار
  54. شمارهٔ ۱۷۴ مشکین کله تو گر شبست ای دلدار
  55. شمارهٔ ۱۷۵ نا رفته هنوز بوی شیرت ز شکر
  56. شمارهٔ ۱۷۶ تا دیده ام آن روی چو خورشید انور
  57. شمارهٔ ۱۷۷ اندیشه مکن به کارها در بسیار
  58. شمارهٔ ۱۷۸ ای مهر تو چون چهار طبع اندر خور
  59. شمارهٔ ۱۷۹ اندک اثر آبله بر دو رخ یار
  60. شمارهٔ ۱۸۰ در زندان تا کرد مرا گردون پیر

متن اشعار به نقل از گنجور.