پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۶۱

خورشید رخ تو تافت بر سایه عمر

آمد به کفم گمشده پیرایه عمر

ای اول وصلت آخرین مایه عمر

در جستن سود وصل شد مایه عمر

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۶۳سلطان ملک است در دل سلطان نور
  2. شمارهٔ ۱۶۴چاه ز نخ تو ای دلارام پسر
  3. شمارهٔ ۱۶۵یک چشم تو گر تباه گشت ای دلبر
  4. شمارهٔ ۱۶۶ای روی تو آفتاب و من نیلوفر
  5. شمارهٔ ۱۶۷آمد به وداعم آن نگار دلبر
  6. شمارهٔ ۱۶۸ز اندیشه هجران و ز نادیدن یار
  7. شمارهٔ ۱۶۹در عشق تو همچو ابر می گریم زار
  8. شمارهٔ ۱۷۰ای پیل سوار خسرو شیر شکار
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.