پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۶۸

ز اندیشه هجران و ز نادیدن یار

دل خون شد و دیده خون همی گرید زار

گویم ز غم فراق روزی صد بار

کاین عشق چه آفت است یارب زنهار

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰ای پیل سوار خسرو شیر شکار
  2. شمارهٔ ۱۷۱پیوست فلک با من پیکار دگر
  3. شمارهٔ ۱۷۲این ابر چراست روز وشب چشم تو تر
  4. شمارهٔ ۱۷۳اکنون که شدی به بتکده عاشق زار
  5. شمارهٔ ۱۷۴مشکین کله تو گر شبست ای دلدار
  6. شمارهٔ ۱۷۵نا رفته هنوز بوی شیرت ز شکر
  7. شمارهٔ ۱۷۶تا دیده ام آن روی چو خورشید انور
  8. شمارهٔ ۱۷۷اندیشه مکن به کارها در بسیار
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.