پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۳۲

تا دعوت دولت تو در گوشم شد

هر زهر که داد بخت بدنوشم شد

آن روز که گفته تو در گوشم شد

از نغمت پاک خود فراموشم شد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴بر هم زده بود عشقت اسباب خرد
  2. شمارهٔ ۱۳۵من شاهم و شاعران سواران منند
  3. شمارهٔ ۱۳۶گر زر گردی جفا عیار تو بود
  4. شمارهٔ ۱۳۷چون در چشمم ز حسن تو زیبی زد
  5. شمارهٔ ۱۳۸رویی که چو او چرخ فلک ننگارد
  6. شمارهٔ ۱۳۹چون روی هوا دوش به قیر اندودند
  7. شمارهٔ ۱۴۰گر خون نشود قوت جانم که دهد
  8. شمارهٔ ۱۴۱اندر ریشم همه خسک پاک برید
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.