پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۴۱

اندر ریشم همه خسک پاک برید

گوریش خسک گفت مرا هر که بدید

این محنت بین که بر من از حبس رسید

کز ریش همه شبم خسک باید چید

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۴۳چرخ فلک از قضا یکی پیکان زد
  2. شمارهٔ ۱۴۴در هند کمال جود موجود آمد
  3. شمارهٔ ۱۴۵چون بنشینند و مطربان بنشانند
  4. شمارهٔ ۱۴۶آن را که ز بخت دستیاری باشد
  5. شمارهٔ ۱۴۷در عشق تو جانم انده ناب خورد
  6. شمارهٔ ۱۴۸آنان که سر نشاط عالم دارند
  7. شمارهٔ ۱۴۹خون در تن من که اصل نیروست نماند
  8. شمارهٔ ۱۵۰تا خط چو دود تو دل از من بربود
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.