پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۴۳

چرخ فلک از قضا یکی پیکان زد

زانو به زمین زد و مرا بر جان زد

گفتم چه زنی بیوفتادم کان زد

والله که چنین زخم دگر نتوان زد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵چون بنشینند و مطربان بنشانند
  2. شمارهٔ ۱۴۶آن را که ز بخت دستیاری باشد
  3. شمارهٔ ۱۴۷در عشق تو جانم انده ناب خورد
  4. شمارهٔ ۱۴۸آنان که سر نشاط عالم دارند
  5. شمارهٔ ۱۴۹خون در تن من که اصل نیروست نماند
  6. شمارهٔ ۱۵۰تا خط چو دود تو دل از من بربود
  7. شمارهٔ ۱۵۱آن بت که دل مرا فرا چنگ آورد
  8. شمارهٔ ۱۵۲با من فلک از خشم همی دندان زد
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.