پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۱۵۸

یک بوسه زدم بر لب و بر چشم دگر

گفت این چه فراق آوری حیلت گر

گفتم به همه حال بیاید خوشتر

چون شد به هم آمیخته بادام و شکر

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۶۰هر ابر که بنگرم غباری شده گیر
  2. شمارهٔ ۱۶۱خورشید رخ تو تافت بر سایه عمر
  3. شمارهٔ ۱۶۲تعریف مرا عشق تو ای ساده شکر
  4. شمارهٔ ۱۶۳سلطان ملک است در دل سلطان نور
  5. شمارهٔ ۱۶۴چاه ز نخ تو ای دلارام پسر
  6. شمارهٔ ۱۶۵یک چشم تو گر تباه گشت ای دلبر
  7. شمارهٔ ۱۶۶ای روی تو آفتاب و من نیلوفر
  8. شمارهٔ ۱۶۷آمد به وداعم آن نگار دلبر
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.