پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۹۶

آنکو گوید هست قضا تیشه من

یک شاخ نتابد زدن از بیشه من

اندیشه شده ست از جهان پیشه من

کس را نبود طاقت اندیشه من

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸در سمجی چون توانم آرامیدن
  2. شمارهٔ ۲۹۹هر شب که تو را نبینم ای شاخ سمن
  3. شمارهٔ ۳۰۰چون گل ز غمت دریده ام پیراهن
  4. شمارهٔ ۳۰۱سر کردمت ای نگار چون تو سر من
  5. شمارهٔ ۳۰۲چنگم به چهار شاخ زد پیراهن
  6. شمارهٔ ۳۰۳چون دانش بود مهربان دایه من
  7. شمارهٔ ۳۰۴چشم و دهن آن صنم لاله رخان
  8. شمارهٔ ۳۰۵با کس غم تو بیش نخواهم گفتم
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.