پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

رباعیات

شمارهٔ ۲۹۵

با خود گفتم که من عیال تو شدم

او گفت که من ضامن مال تو شدم

ای آن که ثناگوی کمال تو شدم

بیشم نکنند چون نهال تو شدم

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷تا خسته دل مرا بریده ست ز تن
  2. شمارهٔ ۲۹۸در سمجی چون توانم آرامیدن
  3. شمارهٔ ۲۹۹هر شب که تو را نبینم ای شاخ سمن
  4. شمارهٔ ۳۰۰چون گل ز غمت دریده ام پیراهن
  5. شمارهٔ ۳۰۱سر کردمت ای نگار چون تو سر من
  6. شمارهٔ ۳۰۲چنگم به چهار شاخ زد پیراهن
  7. شمارهٔ ۳۰۳چون دانش بود مهربان دایه من
  8. شمارهٔ ۳۰۴چشم و دهن آن صنم لاله رخان
همه‌ی رباعیات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.